مشاهیر عقدا

ملا زين العابدين

 از معروفترين علماي بزرگ عقدا تا آنجا كه به ياد اهالي مانده است واز گذشتگان خود شنيده اند ، اخوند ملازين العابدين عقدايي مي باشد كه در نجف تحصيل و اواخر عمر ساكن يزد گرديده بود .

وي در مدرسه محسنيه به تدريس سطوح و دروس خارج فقه و اصول اشتغال داشت وشاگردان بسياري چون آيات عظام سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي و سيد حسن فاني را تربيت و به درخواست محمدحسن خان يزدي كتاب الادعيه المتفرقه را ، سال 1327 را در چهل صفحه تاليف كرد.
به گفته آقا بزرگ تهراني اين رساله از موقوفات مدرسه سپهسالار تهران است . چنانچه مي گفتند ایشان آن قدر مقرب درگاه الهی قرار گرفته بود كه كفش جلوي پايش جفت مي شده است و بسياري در اين مورد شهادت داده اند

سيد صدرالدين طباطبايي (حاجي صدر)

 كمتر سند بازمانده اي در آرشيو اسناد ملي مربوط به عقدا يافت مي شود كهبه خط و امضاي مرحوم حاجي صدر نباشد .
وي اگر چه از جرگه روحانيت نبوده است ، اما به علت داشتن سوادي بالاتر از ديگران ، هنر خوشنويسي و انشاء روان ، زبانزد بوده و مي باشد .
وي در مجالس اختصاصي روضه خواني نموده و اهل منبر رفتن در هر مراسمي نبوده است. او يكي از رجال بلند مرتبه سال هاي اخير عقدا قلمداد مي گردد .
يك جلد از قرآن هاي دست نويس و كتابت شده ايشان در موزه اردكان نگهداري مي شود .
نامبرده سال 1343 به ديار باقي شتافت

میرزا رضا کرمانی

ميرزا رضا كرماني در سال ۱۲۲۶ در كرمان متولد شد .
پدرش ملاحسين عقدايي يزدي از بزرگان عقدا توابع اردكان يزد بود اما چون ميرزا رضا در كرمان متولد شد و تربيتش نيز در همان شهر بود لذا به نام كرماني مشهور است .
ميرزا رضا تا دوران جواني ساكن كرمان بود و آب و ملك مختصري به نام نشورو داشت .
محمد اسماعيل خان وكيل الملك حاكم كرمان ملك او را كه قبلا در اجاره پدر ميرزا رضا بود از او گرفته و به ملا ابوجعفر نامي داد .
اين اولين آزاري بود كه ميرزا رضا از حكام ديد .
سپس به يزد مسافرت كرد در جرگه طلاب مشغول تحصيل شد و از انجا بود كه بهتهران آمد .
در تهران او كه كه پشتكار خاصي داشت كم كم توانست براي خود اعتباري كسب كند و براي داد و ستد به خانه بزرگان راه پيدا كند واين چنين بود كه پس از مدتي دلالي وارد دستگاه حاج محمد حسن ايمن الضرب معروف به حاج امين الضرب شد .
رفت و آمد ميرزا رضا به خانه رجال و بزرگان باعث شد تا او آگاهي بيشتري نسبت به اوضاع و احوال كشور بدست آورد .
از جمله كساني كه ميرزا رضا با ان ها داد و ستد داشت كامران ميرزا نايب السلطنه بود .
اما يكبار كامران ميرزا در قبال خريد دو شال از پرداخت وجه آنها طفره رفت و چون ميرزا رضا شال ها را از فردي به نام حاج ملاحسين ناظم التجار برايفروش گرفته بود با مشكلات زيادي مواجه شد .
همين مساله باعث شد تا ميرزا رضا به ديوان خانه كامران ميرزا مراجعه كند و در حضور ديگران بدون هيچ ترسي از وي درخواست كرد تا طلبش را پرداخت كند .
كامران ميرزا كه فردي مستبد بود و گستاخي ميرز ا رضا او را ناراحت كرده بود دستور داد تا وجه را تهيه كرده و در قبال پرداخت هر اسكناس به ميرزا رضا يك سيلي نيز به او زده شود .
پس از آن كامران ميرزا كينه او را در دل گرفت و بلاخره در قضيه تحريم تنباكو به تحريك او ميرزارضا مدتها همراه حاج سياح محلاتي و چند تن ديگر در زندان محبوس بود .
وي پس از آزادي جزء مريدان سيد جمال الدين اسدآبادي شد . ميرزضا كرماني به شدت تحت تاثير تعليمات سيد جمال قرار گرفته بود .
وي در شهر بارفروش بابل فعلي به قصد كشتن كامران ميرزا يك پنج لول روسي خريد ، اما مدتي بعد قصدش را تغيير داد و تصميم گرفت كسي را كه ريشه تمام ستم هاست ، از ميان بردارد.
در روز ۱۷ ارديبهشت ۱۲۷۵ مقارن جمعه ۱۷ ذي القعده ۱۳۱۳ قمري ، ناصرالدين شاه براي برگزاري جشن هاي پنجاهمين سال سلطنت خود به شاه عبدالعظيم رفت .
وي شاه را در هنگام ورود به امامزاده حمزه ، در داخل حرم هدف گلوله قرارداد و كشت .
وي در موقع بازجويي كسي را به عنوان همدست يا مطلع معرفي نكرد .

مظفرالدين شاه در ابتدا قصد قصاص نداشت اما به تحريك اطرافيان پس از مدتي دستور اعدام وي را صادر كرد.
ميرزارضا در سحرگاه روز پنجشنبه دوم ربيع الاول ۲۱ مرداد ۱۲۷۵ در ميدانمشق تهارن به دار اويخته شد .
بعد از مرگش شيخ هادي نجم آبادي براي وي در مراسم چهلم و سالگرد برگزاري كرد كه افراد بسيار معدودي در ان شركت كردند .